قصه ای به بلندای یلدا

قصه ای به بلندای یلدا به قلم حسین صدیقی/کارشناس آسیب های اجتماعی قصه ای به بلندای یلدا / زمان تقریبی مطالعه:۹ دقیقه یلدا، میراث نیاکان و گذشتگان ایران زمین بوده که یادآور غنیمتی بی مثال است. غنیمتی که نه طلا و نه هیچ گوهری ارزش قیاس با آن را ندارد… زمان! همان زمان که ما

کد خبر : 7411
تاریخ انتشار : سه شنبه 30 آذر 1400 - 23:00
قصه ای به بلندای یلدا

قصه ای به بلندای یلدا

به قلم حسین صدیقی/کارشناس آسیب های اجتماعی
قصه ای به بلندای یلدا / زمان تقریبی مطالعه:۹ دقیقه
یلدا، میراث نیاکان و گذشتگان ایران زمین بوده که یادآور غنیمتی بی مثال است.

غنیمتی که نه طلا و نه هیچ گوهری ارزش قیاس با آن را ندارد…
زمان! همان زمان که ما را به افکار و تصمیم های خود خواسته و ناخواسته وامی دارد. همین زمان که باعث می شود قدر یک لحظه با یکدیگر بودن را بهتر بفهمیم.

اما باید تعقلی کرد که گذشتگان و اجداد این مرز و بوم به چه درکی از زمان رسیده اند. که این گونه برای یک دقیقه بیشتر کنار هم بودن، آیین جشن و سرور برگزار می کردند.

چه این که ما در دنیای امروزه، مفهوم زمان را جدی نمی گیریم و یلدا را فقط لحظاتی تفننی برای دور هم بودن می دانیم! البته فال حافظ و هندوانه ای درشت و سفید را هم چاشنی حقیقت یلدای گمشده کرده ایم! یلدا هم شده ، حکایت دختری به نام شادی، که سال هاست در دالان تاریخ گمشده است.
یعنی، نه شادی را فهمیده ایم و نه یلدا را. تنها نکته واضح این شب، این است که پاییز با همهٔ عاشقانه ها و زیبایی ها و دلتنگی ها و لحظات پر شوری که دارد، رو به پایان است. اما این یلدا تفاوتی با سایر یلداها دارد…

 

یلدای فاطمی- یلدای سال 1400 در ایران

 

یلدای ۱۴۰۰، یلدای فاطمی

یلدای سال ۱۴۰۰،  مصادف با ایام شهادت حضرت زهرا (س) شده و رنگ و بوی خاص خود را دارد.
انگار عمر این شب طولانی، با عمر کوتاه مادر سادات همراه و همخوان شده است. قولی در میان عده ای از خانواده های معظم شهدا شکل گرفته است. برخی از خانواده های معظم شهدا تصمیم جالبی گرفته اند که شب چلهٔ امسال بر سر مزار عزیزانشان حضور پیدا کنند.
بر سر مزار عزیزانی که فدایی این مرز و بوم شده‌اند. خانواده های معظم شهدای مدافعان سلامت هم تصمیمی مشابه بر این امر گرفته‌ اند. که این امر نشان دهنده آمیخته شدن فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی در ایران عزیز ماست.

این درست همان چیزی است که این یلدا را از سایر شب های یلدای سالهای پیشین متمایزتر می کند.
این احترام به عقاید دینی و پاس داشتن فرهنگ ملی در کمتر مللی از فرهنگ های همگام ما در جهان معاصر دیده می‌شود.

 

حکایت قصه امروزی یلدا

حال می خواهیم بدانیم که قصه ای به بلندای یلدا چگونه بر قامت جامعه امروزی ما نقش بسته است.
یلدایی که امروزه از آن یاد می کنیم چه وجه تشابهی با یلدای گذشته ها دارد؟
آیا یلدا همان یلداست و قصه همان قصه؟ یا نه، همه در درازنای زمان دستخوش تغییراتی بی پایه، چون ماهی قرمز سفره هفت سین و هالووین تقویم جلالی شده اند! یعنی ادغام سنت و مدرنیته، آن هم به دور از هرگونه اساس و پایه!؟ اما باز جای شکرش باقیست که این تغییرات، روح اصالت این آیین باستانی را مذموم و ناپاک نگردانده است.

در نگاه عامه همگان، یلدا را به دقیقه ای بیشتر برای زندگی و لحظه ای بیشتر خوش بودن می شناسیم! هر چند که دنیای امروز ما، علی الخصوص جامعه ایران و ایرانی، درگیر مشکلات پایه ای و معیشتی برای گذران دوران خود است، اما همچنان یلدا را هدیه و برکتی بزرگ از سمت گردانندهٔ مقدرات زندگی برای همزیستی آگاهانه می دانیم.

قصه ای بر بلندای یلدا در ایران

 

 

چرا شب چله مهم است؟

جامعه گذشته، شب چله را بدین جهت پاس می داشتند که طی آن، آغاز تغییرات آب و هوایی برایشان رقم می خورد! چرا که زندگی گذشتگان نه بر پایه صنعت، بلکه بر پایه کشاورزی و دامداری بود. از دیگر دلایل مهم برای پاس داشتن این جشن باستانی، تولد مهر و میترا (یا همان خورشید) است. مهرپرستان باستان، شب یلدا را شب تولد میترا (ایزد مهر) می‌دانستد. این گونه که در شبی دراز و سرد، ایزد مهر در یک غار گود و کم ارتفاع ظهور می‌کند و با خود، خورشید را به ارمغان می‌آورد. سئوالی که پیش می‌آید این است که چند درصد مردم جامعه مدعی پاسداشت رموز تمدن و فرهنگ، خاستگاه چنین عللی را می دانند.

در این مجال و به بهانه یلدا، می خواهیم گوشه ای از مناسبات و آداب حذف شده و از یاد رفته شب یلدا را بازگو کنیم.

 

آتش؛ رکن مهم جشن یلدا

اغلب ما ایرانیان از دیر باز، آتش را خاطره ای از چهارشنبه سوری و یا بقولی شب آخرین سه شنبه سال می دانیم، اما نکته جالب این جاست که آتش یکی از آداب اولیه برپایی جشن یلداست. چرا که در گذشته، اجداد این میهن، آتش را نماد خورشید و شروع زندگانی می دانستد. البته باید گفت که این روزها، بخاری های فلزی و شومینه های سفالی، جایش را به آتش و کرسی های قدیم داده است.

 

شاهنامه خوانی در یلدا

شاهنامه خوانی هم از دیگر آداب شب چله است که کثیری از مردمان، این رسم را از برنامه هایشان حذف کرده اند. متأسفانه بسیاری، بجای شاهنامه خوانی، گوش دادن به آهنگ های بعضاً بی محتوا را جایگزین کرده اند! در حالی که واقعا حیف نیست بجای شناختن رمزینگی اسطوره های جاودان در تاریخ پر شکوهمان، جملاتی بی محتوا و بی اصالت را جایگزین کنیم؟ یا بجای آشنایی با ادبیات غنی ایران عزیز، با کلمات هجو و بی مورد ذهن خود را نقش بدهیم؟ شاید خریدن یک جلد شاهنامه آن هم در این وضعیت اقتصادی، فشار زیادی را بر جیب بسیاری از مردم جامعه تحمیل کند.

اما برای بعضی از ما که عمدتاً کتاب را وسیله ای برای دکور خانه می بینیم، راهکاری ساده وجود دارد. چرا که در این سالها، در هر خانه دست کم یک تلفن هوشمند وجود دارد و با یک جستجوی ساده در اینترنت می توان به سر چشمه تمام خواسته ها رسید. می شود با یک جستجو، کل ابیات شاهنامه را در موبایل دید و آن را خواند.

 

مثل‌ گویی یا قصه‌ خوانی در شب چله

اگر از کودکان دههٔ شصت و هفتاد به قبل باشید، باید این رسم را درخاطر داشته باشید.  هر چند که این رسم همچنان به طور کمرنگ، اما پا بر جا باقی مانده است. این که در شب های یلدا، اغلب در منزل پدربزرگ ها و مادربزرگ های خوش قلب و مهربان خویش، گرد می‌آمدیم و آن عزیزان با مهر و محبتی بی پایان، قصه های پندآموزی را از ادبیات کهن ایران را برای ما واگویه می کردند. انگار کرونا و اقتصاد این سال ها دست بدست هم داده و همین مختصر صله رحم را نیز از ما گرفته اند!

 

پاراگراف بعدی، هیچوقت از یلدا حذف نمی شود!!

 

خوراکی ها و سفره شب یلدا

قسمت شیرین قصه این شب، سوای از بلندای یلدا ، شیرینی و خوراکی آن است! ما ایرانیان از هرچه که بگذریم، از لذت آجیل و شیرینی هایی که در هیچ نقطه ای از جهان مثل آن یافت نمی شود، نمی توانیم دل بکنیم! گل سر سبد سفره های شب چله هم که انار سرخ شب یلداست، اناری که هم زینت بخش سفره یلدا و هم نمادی از باروری و برکت بوده است.
علت هم این است که انار، دارای دانه های زیادی است. و هیچ خلاء و فضای آزادی در این میوه وجود ندارد، درست مثل همبستگی و کنار هم آمدن خانواده در شب یلدا.

هندوانه های تو سفید شب یلدا هم که خاطره ای همگان است!

معمولا همیشه پدر ایرانی، مسئول خرید هندوانه شب چله است! آن هم اغلب چه خرید به یاد ماندنی ای می شود! پس از ورود به میوه فروشی، به سراغ سبزترین و درشت ترین هندوانه می روند و شروع به ارزیابی فنی آن می کنند. آزمون هم از این قرار است: هندوانه را چند بار می چرخانند و چند ضربه ببر روی آن می زنند.

در انتها نیز با روحیه ای مصمم و باوری جدی می گویند: ” این هندوانه عالیست!” و بعد با شور و شعفی مضاعف، رهسپار خانه می‌شوند. قسمت جالب ماجرا هم این جاست. که وقتی با کلی شوق و ذوق دور سفره شب یلدا جمع می‌شوند، پس از بریدن قطعه اول هندوانه، تمامی آن آزمون ها و امتحاناتی که از آن میوه بخت برگشته گرفته شده بود، در اکثر اوقات نقش بر آب می شود! این قصه تکراری حداقل چندین بار برای هر خانواده ایرانی رخ داده و رخ می دهد و مثل تکرار خود یلدا، هیچ پایانی ندارد!

یلدایی برای نو عروس ها

آمدن اولین یلدا برای تازه عروس ها، یکی از بهترین سالگردهای این جشن باستانی می‌شود. زیرا خانواده داماد، بدین بهانه، برای نو عروس، هدایایی را آماده می‌کنند و به منزل خانواده عروس می‌برند. خانواده عروس هم آماده میزبانی از خانواده داماد ‌می‌شوند. اما این هدایایی که برای عروس می برند چیست؟

 

یلدای عروس در قصه ای بر بلندای یلدا

 

 

  • چند نوع آجیل و میوه‌. که از اساسی ترین هدایا است.
  • نقل، شیرینی و کله قند.که همگی نماد برکت و شیرینی زندگی هستند و حتما باید در راس هدایا باشند.
  • قواره ای پارچه خوشرنگ که عمدتاً براق هم هستند.
  • کیف و کفش و لباس های زمستانی و…. از دیگر پیشکش های خانواده داماد برای عروس خانم می باشد.
  • انگشتر یا گردنبند یا پلاک طلا هم از زینت بخش های هدایای عروس خانم هاست.
  • در برخی از اقوام و باورمندان رسوم، معمولا یک جلد دیوان حافظ نیز به عروس هدیه می دهند.

 

سخن نهایی برای قصه ای به بلندای یلدا…

قصه یلدای امروزه ما، عمری به بلندای تاریخ ایران عزیزمان دارد. آن چه در این گزارش مطول از شب یلدا ذکر شد، با همهٔ بلندی، مختصری بود از رموز این شب آیینی.
چرا که این همه، تنها گوشه ای از آداب و رسوم بنیادین و از آموزه های اولیه فلسفه برگزاری شب یلداست. هر چند که با این تنگناهای معیشتی، دلمان نیامد از آجیل و خوراکی های دیگر و آداب پر هزینه شب یلدا نیز بنویسیم. چون ترسیدیم که بزرگ خانواده ای، شرمنده عزیزان خود شود! در انتهای قصه بلند این شب یلدا آرزو داریم که گره های کور مشکلات، بزودی از کار همگان باز شود و زندگی برای تمامی اقشار جامعه در رفاه و آسایش و با شکوه و شیرینی هماره استمرار پیدا کند….

برای شیرین شدن کام ها در این جشن باستانی، بد ندیدیم که از لابلای دواوین ادبیات اصیل مان، برش هایی از اشعار بزرگان ادب را با مضمون یلدا، با شما عزیزان به اشتراک بگذاریم:

حضرت حافظ:
بر سر آنم که گر ز دست بر آید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بو که بر آید

سعدی :
هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
یار با یار سفر کرده به تنها نرود
بادِ آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود.
یلدایتان شیرین

 

اطلاعات

قصه ای به بلندای یلدا

به قلم: حسین صدیقی/کارشناس آسیب های اجتماعی

 

مطالعه سایر گزاره های تریبون شهر(کلیک نمایید)

به شبکه های اجتماعی تریبون شهر بپوندید:

صفحه اینستاگرام تریبون شهر(کلیک نمایید)

کانال تلگرامی تریبون شهر(کلیک نمایید)

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 5 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۴
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

شهروند ساده چهارشنبه , ۱ دی ۱۴۰۰ - ۲:۴۸

متن زیبا و دلچسبی بود…

حسین صدیقی چهارشنبه , ۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۵

سپاس از همراهی شما دوست عزیز.
امیدواریم این مطلب برای شما خاطرات رو زنده کرده باشه. سپاس بابت زمانی که برای مطالعه مقاله قصه ای بر بلندای یلدا گذاشتید.

محمد چهارشنبه , ۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۴

عالی بود حسین آقا….

حسین صدیقی چهارشنبه , ۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۵

سپاس از همراهی شما دوست عزیز.
امیدواریم این مطلب برای شما خاطرات رو زنده کرده باشه. سپاس بابت زمانی که برای مطالعه مقاله قصه ای بر بلندای یلدا گذاشتید.