پرسش

پرسش؟! چه “دریا” سان دلی داری! چه زیبا ساحلی داری! به هر راهی روان باشی، چه رسم خوشگلی داری! چو ویرانت شدم گفتم: ز “طوفان” محملی داری! خمار و خال و زلف و چال چه تیم کاملی داری! ز شمع و شعر و پروانه چه رنگین محفلی داری! دلی بس مهربان اما ز یاران غافلی

کد خبر : 983
تاریخ انتشار : شنبه 29 دی 1397 - 7:45

پرسش؟!

چه “دریا” سان دلی داری!

چه زیبا ساحلی داری!

به هر راهی روان باشی،

چه رسم خوشگلی داری!

چو ویرانت شدم گفتم:

ز “طوفان” محملی داری!

خمار و خال و زلف و چال

چه تیم کاملی داری!

ز شمع و شعر و پروانه

چه رنگین محفلی داری!

دلی بس مهربان اما

ز یاران غافلی داری!

من از عشق تو سرمستم

تو با این مشکلی داری؟

نسرین صمصامی

***********************

پینه

بر دوش خود نشانده
باری بزرگ و سنگین
خوشحال می رساند
این بار را به ماشین
می جنگد او به سختی
با سختی زمانه
هر روز یک بغل عشق
می آورد به خانه
پرواز می کنم تا
آن سوی آسمان ها
وقتی به احترامش
خم می کنم سرم را
الگوی صبر و مهر است
بابای مهربانم
بر پینه های دستش
صد بوسه می نشانم.

نسرین صمصامی

***********************

نقش عشق

بتی در گذر بود و بی اعتنا

شمیم سحر بود و بی اعتنا

زمانی که آمد زمانی که رفت

پر از خیر و شر بود و بی اعتنا

چه آسان دل ساده ام را ربود

چو عیار زر بود و بی اعتنا

طلوع نگاهش بر این خسته جان

حیاتی دگر بود و بی اعتنا

شب چشم او روزگار مرا

شبی پر خطر بود و بی اعتنا

چه نقشی زد از عشق خود بر دلم

سراسر هنر بود و بی اعتنا

چو آتش مهیای سوزاندن ِ

صف خشک و تر بود و بی اعتنا

گریزی ز دام بلایش نبود

از این باخبر بود و بی اعتنا.

نسرین صمصامی

***********************

کانال تلگرامی تریبون شهر

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.