کاری کلّه ماتور

چون “چاه کنِ”  خوبی بود، “زیرآب”ِ همه را می‌زد! “بادها”برای مسافرت، نیازی به “گذرنامه” ندارند! با”ماست مالی” کردن، خودش را “روسفید” نشان می‌داد! کاسه “صبر”ش که سر می‌رفت، فتیله “حوصله” اش را بالا می‌کشید! چون” آشپزِ”خوبی بود “آشِ” همه را می‌پخت! چون “نصف”ِ قرصِ خواب می‌خورد، یک “چشمِ” خود را می‌بست! “دهانِ” خود را می‌بست

کد خبر : 1685
تاریخ انتشار : سه شنبه 30 بهمن 1397 - 10:43

چون “چاه کنِ”  خوبی بود، “زیرآب”ِ همه را می‌زد!
“بادها”برای مسافرت، نیازی به “گذرنامه” ندارند!
با”ماست مالی” کردن، خودش را “روسفید” نشان می‌داد!
کاسه “صبر”ش که سر می‌رفت، فتیله “حوصله” اش را بالا می‌کشید!
چون” آشپزِ”خوبی بود “آشِ” همه را می‌پخت!
چون “نصف”ِ قرصِ خواب می‌خورد، یک “چشمِ” خود را می‌بست!
“دهانِ” خود را می‌بست تا به حرف‌هایِ سکوتش  “گوش” کند!
“بینی” اش را با عمل، اصلاح کرد، امّا  “بدبینی” اش را هرگز!
چون “خیًّاط” ماهری بود، به همه  “وصله ناجور” می‌زد!
“توانِ” گناه را داشت، اما “تاوانِ” گناه را نداشت!
هر وقت به “گذشته” فکر می‌کرد از “حال” می‌رفت!
چون شاعری “کهنه” کار بود، شعر “نو” می‌گفت!
هیج واژگون شدنی، خطرناک‌تر از واژگونیِ “واژگان ” نیست!

کاریکلماتوریست

مرتضی دهقان آزاد

کانال تلگرامی تریبون شهر

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.