دکتر علیرضا فولادی: «سه گانی» ندای بازگشت‌ به خویشتن شعری است

باید سلام کرد به گسترده زیستن، فولاد و گل سرخ، زیر چترم باران (مجموعه سه گانی) دکتر علیرضا فولادی شاعر، پژوهشگر، روزنامه نگار و طنز‌پرداز معاصر، متولد سال ۱۳۴۵ قم می باشد . او دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی و از شاگردان دکتر شفیعی کدکنی است و به عنوان مبدع قالب سه گانی

کد خبر : 2397
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۰

باید سلام کرد به گسترده زیستن، فولاد و گل سرخ، زیر چترم باران (مجموعه سه گانی)

دکتر علیرضا فولادی شاعر، پژوهشگر، روزنامه نگار و طنز‌پرداز معاصر، متولد سال ۱۳۴۵ قم می باشد . او دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی و از شاگردان دکتر شفیعی کدکنی است و به عنوان مبدع قالب سه گانی در شعر معاصر شناخته می‌شود.

همچنین در زمینه تحقیق و تصحیح دارای آثاری چون: طنز در زبان عرفان، زبان عرفان ، کاروند نگارش فارسی، تذکره شعرای معاصرین دارالایمان قم،(تصحیح)، بوطیقای سه‎گانی و مسائل آن” می باشد.
دکتر علیرضا فولادی برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و برنده جایزه جلال آل احمد و چندین جایزه معتبر دیگر است.
هفته نامه تریبون شهر در همین رابطه گفتگوی صمیمانه‌ای را با دکتر فولادی در باب سه گانی و پیدایش آن انجام داده است که در این مجال به مرور آن می‌نشینیم :
جناب آقای دکتر فولادی قالب سه گانی در سال‌های اخیر توسط جنابعالی به ثبت رسیده، آیا شاعران ما برای بیان افکار و اندیشه‌های خود با خلائی مواجه بودند که این قالب می توانست نیاز‌های آنها را به نوعی پاسخگو باشد؟
سلام و عرض ادب خدمت جنابعالی و خوانندگان ارجمند هفته‌نامه تریبون شهر. نام روزنامه را بردم تا دوستان به تازه‌بودن این گفتگو پی‌ببرند و آن را با این نام، کدگذاری فرمایند.
در جواب این سوال می‌توانم بگویم خلا حوصله‌ خوانندگان امروزی دلیل ابداع این قالب بود ، اما در پاسخ عمیق‌تر باید برگردیم به جریان‌های شعری چهاردهه‌ اخیر. اگرچه نمی‌خواهم و اگر بخواهم نیز نمی‌توانم تاریخ چهار دهه شعر را در چند جمله بگویم، ولی بجز شعر دهه‌ شصت، شعر دهه‌های بعدی، غالبا و نه تماما ساز انحراف نواخته‌اند. انحراف از چه؟ انحراف از هنجارگریزی هنری به هنجارگریزی غیرهنری. این هنجارگریزی غیرهنری اعم از درافتادن با زبان شعر به صورت هذیان‌گویانه و درافتادن با عرف اخلاق به صورت ابتذال و این‌دست رفتارهاست. سه‌گانی در این میان مثل ندای بازگشت‌ به خویشتن شعری است. سه‌گانی شعر حکمت‌های جاودانی است و به همین دلیل، نه می‌تواند هذیان باشد و نه ابتذال. سه‌گانی، همچنین بنابر همان حکمت‌گرایی‌اش، شعر متعهد از نوعی برتر است. من خلاصه عرض کردم؛ با این حال شما و خوانندگان گرامی تامل بفرمایید که کدام جریان شعری امکان داشت این اندازه کارکرد سازنده داشته باشد؟
آقای دکترفولادی در مورد ابداع قالب «سه¬گانی» چه توضیحی دارید؟
سه‌گانی در ادبیات فارسی، یک قالب شعری است که از سه مصرع یا سه سطر تشکیل می‌شود و طرح‌های قافیه گوناگونی دارد و در پایان آن، ضربه ذهنی می‌خورد. این قالب با فرم بیرونی کلی «کوتاه» و «سه‌لَختی» و فرم درونی کلی «بسته» و «کوبشی» پدید می‌آید.
با وجود ثبت این قالب ادبی ، هنوز شاعران و منتقدان زیادی هستند که نمی‌خواهند این قالب را به عنوان قالب جدیدی به رسمیت بشناسند و در واقع سه گانی را همان سه خشتی‌های خراسانی متعلق به کرمانج‌های خراسان و بعضا همان نوخسروانی‌هایی که مربوط به عصر ساسانی است می پندارند ، به راستی تا چه اندازه این اشعار در خلق قالب سه گانی توسط شما مورد نظر بوده‌اند؟
راستش هیچی و نصفی. ما فقط از آن‌ها به عنوان‌ کهن‌الگوهای سه‌گانی نام می‌بریم و برایمان جای افتخار دارند، زیرا تجدد در شعر، بدون پیشینه پا نمی‌گیرد؛ وگرنه دو نوع شعر که اولی مربوط به یک خرده‌فرهنگ است و دومی‌ یکی دو نمونه‌ نه چندان قابل اطمینان بیشتر ندارد و زبان و وزنشان را نیز درنمی‌یابیم، چطور ممکن است الگوی ما بوده باشند، حال آن که خودشان، حتی با نمونه‌های به‌روزشده‌ خویش موفقیتی در سطح ملی که هیچ، در سطح پایین‌تر هم نداشته‌اند.
ذات نایافته از هستی‌، بخش
کی تواند که شود هستی‌بخش؟
جالب است که هایکو از آن‌ها در ایران نیز موفق‌تر بوده است و کسی نیست بپرسد سه‌گانی را با هایکو چه میانه‌ای است، در حالی که هایکو اکنون وجهه‌ جهانی دارد. برای دانستن ارزش‌های سه‌گانی، آن را با این چیزها نسنجید، بلکه با هایکو بسنجید!
آیا به نظر نمی رسد که این جبهه‌گیری ها از همان نوع جبهه گیری‌هایی است که همواره در مقابل جریان‌های نو پیش‌تر هم شاهد آن بوده ایم ؟ از همان دسته که نیما نیز در دوره‌ای خاص با آنها دست و پنجه نرم کرده است؟
با این سوال، برای من دامی پهن کردید که از راه مقایسه‌ خودم با نیما در آن بیفتم و بگویم، بله، من مثل نیما هستم و همان وضعیت تاریخی زمان نیما برای ما نیز پیش آمده است ، اما نه. هرچند کار تازه، همیشه خواب‌ها را می‌پراند و از این رو، خواب‌آلودگان معمولا با آن درمی‌افتند، نوع مخالفت‌های گه‌گاه با سه‌گانی، از نوع مخالفت با کار نیما جداست. سه‌گانی شعر پسانیمایی است و بنابراین به میراث نیما و حتی شاملو بی‌توجه نبوده است. مخالفان شعر نیمایی، آدم‌های چیزفهمی مثل حمیدی شیرازی بوده‌اند. مخالفان سه‌گانی در این حد نیستند و برعکس، سه‌گانی ظرفیت‌هایی دارد که هم کلاسیک‌پردازان چیز‌فهم آن را می‌پسندند، هم نیمایی‌پردازان چیزفهم و هم‌ سپید‌پردازان‌چیزفهم. مخالفت با سه‌گانی در سه گروه خلاصه می‌شود: گروهی که هایکوسرا هستند و به نوعی‌ با پدید آمدن سه‌گانی به افول هایکو در ایران یقین پیدا کرده‌اند و گروهی که راه و رسم مخالفت را برای شهرت، کم‌هزینه‌تر می‌انگارند و گروهی که نمی‌توانند سه‌گانی بگویند.
جناب دکتر! به نظر نمی رسد که علیرغم همه این سنگ اندازی‌ها و بی مهری‌ها با توجه به این که کمتر از یک دهه از عمر سه¬گانی می‌گذرد ، استقبال شاعران از این قالب دور از انتظار بوده است؟
تعبیر “استقبال دور از انتظار”، چندان در این باره گویا نیست. معتقدم کار مبنایی جایش را باز می‌کند و در صورتی که به مبنایی بودن این کار باور نداشتیم، اساسا وقتمان را برای آن صرف نمی‌کردیم. منظورم از کار مبنایی، کاری است که نظام‌مند و غایت‌مند است. تعبیر “اقبال نخبگان” در این باره تعبیر مناسب‌تری است و خدا را از این بابت شاکریم.
همان طور که می دانیم سه¬گانی ها هم به صورت موزون و هم به صورت سپید سروده می شوند اما احساس می شود نگاه شما بیشتر به شکل سپید سه گانی می‌باشد. این برداشت من برداشت درستی است یا خیر؟
نه. ما تا کنون دو گلچین سه‌گانی و چهار مجموعه‌ سه‌گانی و یک ویژه‌نامه‌ مطبوعاتی درباره‌ سه‌گانی داشته‌ایم که جز تعداد انگشت‌شماری سه‌گانی سپید، بقیه‌ سه‌گانی‌هایشان کلاسیک یا نیمایی‌اند.درگلچین”سه‌گانی‌ها” که با همت جنابعالی ضمن مجموعه‌‌‌ی “کتاب‌های رنگین‌کمان” منتشر شد یا در ویژه‌نامه‌ اخیر مجله‌ “چامه” با مدیریت دکتر صادق رحمانی، تعداد کمی سه‌گانی‌ سپید مشاهده می‌کنید. البته من به شخصه میل دارم شاخه‌ سه‌گانی سپید بیشتر پیش برود تا از گردونه‌ دو شاخه‌ دیگر سه‌گانی عقب نماند و لذا ممکن است در آموزش‌ها این نوع سه‌گانی را مورد توجه خاص قرار دهم، ولی چون سرودنش دشوارتر است، کمتر موفق از کار در می‌آید و باز ما می‌مانیم و تلاش برای عقب نماندن آن.
به عنوان آخرین سوال از شما اینکه در بسیاری اوقات با سه گانی هایی مواجه می شوم که در آنها نوعی سطحی نگری به چشم می خورد به این صورت که شاعران بسیاری موضوعات کم اهمیت روزمره را با این قالب بیان می‌کنند و دقیقا آدم را به یاد آن دسته از اشعار سبک هندی می اندازند که در نهایت ارمغانی جز بازگشت ادبی به همراه نداشت . آیا به گمان شما این برخوردها نمی تواند بر ساختار این قالب نوپا آسیبی تلقی شود؟
باید بر اساس گلچین‌ها و مجموعه‌های سه‌گانی زیر نظر بنده قضاوت کرد، نه بر اساس سایت‌ها و گروه‌های آموزشی مجازی و مانند آن‌ها. در این صورت متوجه می‌شوید که ما فیلترهای سختی برای پذیرش سه‌گانی داریم و هرگز کاری جز به‌ شرط پرداخت قوی و مطابقت با تعریف و اصول و جهان‌بینی سه‌گانی، امکان عبور از فیلترها را ندارد. بعلاوه یک نکته هست و آن، این که در قدیم سرودن قصیده را نشان خبرگی شاعر می‌دانستند و امروزه سرودن سه‌گانی نشان این خبرگی است؛ یعنی نباید فریب ساده‌نمایی سه‌گانی را خورد و سرودن آن چندان دشوار است که چه بسا غزل‌پردازان قهار، پس از طبع‌آزمایی. پیش من، از سرودن آن اظهار عجز کرده‌اند. دلیل این امر، همان چیزی است که در قصیده و سه‌گانی، هر دو وجود دارد: نیاز به ساختار محکم و تفکر منسجم. بیهوده نگفته‌اند: «فلفل نبین چه ریزه» پس این که کسی چیزی را سه‌گانی بنامد، نشان سه‌گانی بودن آن نیست و باید به انطباق آن بر تعریف و اصول و جهان‌بینی سه‌گانی توجه کرد.
در پایان از شما به خاطر وقتی که در اختیار ما گذاشتید کمال تشکر را دارم .

برچسب ها :

ناموجود