باب دوّم بوستان « در احسان »

باب دوّم بوستان « در احسان » سعدی در سراسر بوستان در پی ترسیم مدینه ی فاضله ایست که سیمای افراد آن سرشار از فضایل اخلاقی چون عدالت ، تواضع ، صلح ، احسان و …است و با عمل نمودن به اصول اخلاقی در جهت رسیدن به سعادت واقعی می کوشند . یکی از مهمترین

کد خبر : 3771
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۴۵

باب دوّم بوستان « در احسان »

سعدی در سراسر بوستان در پی ترسیم مدینه ی فاضله ایست که سیمای افراد آن سرشار از فضایل اخلاقی چون عدالت ، تواضع ، صلح ، احسان و …است و با عمل نمودن به اصول اخلاقی در جهت رسیدن به سعادت واقعی می کوشند .
یکی از مهمترین اصول اخلاقی از دیدگاه سعدی، احسان است که در باب دوّم بوستان به آن پرداخته است .
استاد سخن ، سعدی ، در آغاز این باب ، واژه ی « جود » را در کنار دو واژه ی « دانش » و «تقوی » قرار داده است که حاکی از اهمیت بخشش و احسان در تعلیمات اخلاقی اوست .
کرا دانش و جود و تقوی نبود
به صورت درش هیچ معنی نبود
گستره ی احسان و کرم مورد نظر سعدی چندان وسیع است که همه ی عالم را در برمی گیرد حتی انسان های گمراه یا سگی وامانده و موری دانه کش .او انسان هایی را که تنها به دنبال منفعت خویش و بی توجه به دیگران هستند را با سنگ خارا یکسان دانسته است بلکه پست تر از سنگ می داند ، چرا که در سنگ و آهن و روی نیز نفع و سودی وجود دارد .
اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی است
غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفع است در آهن و سنگ و روی
آموزگار اخلاق ، نخست به انسان گوشزد می نماید که تا زمانی که نمرده و از مال و نعمت بهره مند است نسبت به دیگران احسان و بخشش داشته باشد چرا که پس از مرگ دیگر انجام این کار از عهده اش بیرون خواهد بود .
زر و نعمت اکنون بده کان تست
که بعد از تو بیرون ز فرمان تست
نخواهی که باشی پراگنده دل
پراگندگان را ز خاطر مهل
پریشان کن امروز گنجینه چست
که فردا کلیدش نه در دست تست
در واقع کرم و احسان انسان در حق دیگران به منزله ی توشه ای برای آخرت او خواهد بود که هر فرد در دنیا می تواند این توشه را برای خود تدارک ببیند و خود را محیای سفر آخرت نماید .
کسی گوی دولت ز دنیا برد
که با خود نصیبی به عقبی برد
به غمخوارگی چون سرانگشت من
نخارد کس اندر جهان پشت من
و در بیت دیگری نیز به این مفهوم اشاره می نماید:
تو با خود ببر توشه ی خویشتن
که شفقت نیاید ز فرزند و زن
از سویی دیگر سعدی در ضمن توجه به آخرت در باب احسان به نتایج دیگر احسان نیز می پردازد از جمله :
بخشش در حق بندگان موجب کرم و عیب پوشی خداوند بر شخص کریم می گردد .
به پوشیدن ستر درویش کوش
که ستر خدایت بود پرده پوش
کرم در حق بینوایان مانع درماندگی شخص کریم می شود .
مگردان غریب از درت بی نصیب
مبادا که گردی به درها غریب
لطف و احسان بر فقرا به نوعی شکر نعمت های خداوند است .
نه خواهنده ای بر در دیگران
بشکرانه خواهنده از در مران
باب «در احسان » شامل چهار گفتار : اندر نواخت ضعیفان ، اندر احسان با نیک و بد ، اندر گردش روزگار و اندر ثمره ی جوانمردی است و در ذیل هر گفتار چندین حکایت نغز و شیرین نقل شده تا سختی سخن پندوار را با شیرینی و لطف حکایات در آمیزد .
در گفتار نخست ، بر رحمت و مهربانی به حال یتیمان تاکید دارد و اشاره به این حدیث که : « اِنِّ الیتیم إذابکی اِهتَزَّلَهُ العرشُ » .
الا تا نگرید که عرش عظیم
بلرزد همی چون بگرید یتیم
در پایان این گفتار حکایت ابراهیم خلیل (ع) را نقل می نماید که به مهمان نوازی معروف بود و در هر وعده ی غذایی تا به بینوایی طعام نمی داد خود لب به غذا نمی گشود . روزی در بیابان پیری را دید و او را دعوت به طعام کرد و پیر پذیرفت و به سرای ابراهیم (ع ) در آمد اما زمانی که خواست لب به طعام گشاید مانند دیگران که بر سفره حاضر بودند نام خدا را نیاورد وابراهیم گفت :
چنین گفتش : ای پیردیرینه روز
چو پیران نمی بینمت صدق و سوز
نه شرط است وقتی که روزی خوری
که نام خداوند روزی بری؟
پیر در جواب ابراهیم خلیل می گوید که کاری که از موبد زرتشتی نشنیده ام انجام نخواهم داد در این هنگام ابراهیم دانست که پیر بر دین و آیین اونیست او را راند اما پیام خداوند بر او اینچنین بود .
سروش آمد از کردگار جلیل
بهیبت ملامت کنان کای خلیل
منش داده صد سال روزی و جان
تو را نفرت آمد از او یک زمان
گر او می برد پیش آتش سجود
تو با پس چرا می بری دست جود؟
سعدی در این حکایت به گستره ی وسیع احسان و کرمی که شامل حال تمام نوع بشر از هر رنگ و نژاد و با هر آیین و مذهبی است اشاره می کند که نمایانگرگستره ی جهانی تعلیمات اخلاقی است .

 

دکتر زهره دست پاک
استاد دانشگاه علو م وتحقیقات

برچسب ها :

ناموجود