خانواده سالم، خانواده مختل

خانواده سالم، خانواده مختل خانواده سالم هم یک آرمان است و هم یک واقعیت و به‌تدریج شکل می‌گیرد. این‌گونه نیست که من یک خانواده سالم را تحویل بگیرم و سپس با آن زندگی کنم. ما باید ببینیم کسی که قرار است نقش همسری را برای ما ایفا کند چقدر پتانسیل ایفای این نقش را دارد.

کد خبر : 3827
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۴

خانواده سالم، خانواده مختل

خانواده سالم هم یک آرمان است و هم یک واقعیت و به‌تدریج شکل می‌گیرد. این‌گونه نیست که من یک خانواده سالم را تحویل بگیرم و سپس با آن زندگی کنم. ما باید ببینیم کسی که قرار است نقش همسری را برای ما ایفا کند چقدر پتانسیل ایفای این نقش را دارد. کسی که ازدواج می‌کند فقط قرار نیست همسر همسرش شود بلکه قرار است عروس یا داماد خانواده همسرش و پدر یا مادر فرزند آینده‌اش شود. اما این نقش‌ها قبل از ازدواج تمرین نشده‌اند؛ مگر این‌که فرد موارد مشابه را تجربه کرده باشد مثلاً رفتار والدین را ببیند یا خواهری و برادری کردن را تجربه کند تا ببیند می‌تواند برای همسرش، نقش همسری را ایفا کند یا خیر. خانواده های سالم و کارساز از اکثر خصوصیات ذیل برخوردارند:
خود را وقف خانواده و اعضای آن میکنند؛ یکی از کارهایی که خانواده سالم انجام می دهد، احساس تعهد در قبال دیگر اعضای خانواده است یعنی هنگام غم و شادی و وقایع خوشایند و ناخوشایند زندگی به خانواده و اعضای آن وفادار می مانند. قدر یکدیگر را می دانند؛ یعنی، از نظر اجتماعی با یکدیگر ارتباط دارند و از طریق ابراز عشق و علاقه و احترام متقابل درصدد احترام گذاشتن به طرف مقابل هستند. خانواده های سالم هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی اوقاتی را با یکدیگر سپری میکنند. البته اوقاتی که آنها با یکدیگر می گذرانند باید الزاما اوقات خوشی باشد، هیچکس از اوقاتی که با دعوا و منازعه، جر و بحث و اظهار نارضایتی از زندگی می گذرد، لذت نخواهد برد‌. همچنین خانواده های سالم الگوهای ارتباطی خوبی دارند؛ اعضاء پیام یکدیگر را که بعضا حاوی نکات ظریف و واضح و بدیهی هستند، میگیرند اما در خانواده های ناکارساز غالبا سکوت در بین اعضای خانواده حکمفرماست و این یعنی پیام ها ارسال می شوند، اما بندرت با اشتیاق دریافت می گردند. خانواده های سلامت عقاید مذهبی قوی دارند بطور مثال زوجینی که هم مذهب بوده یا جهت گیری مذهبی یکسان و مشابهی دارند، نسبت به آن هایی که در این باره اختلاف عقیده دارند، از روابط خود با یکدیگر بیشتر ابراز رضایت می کنند و قادرند به نحو مثبتی با بحران ها مقابله کنند. خانواده هایی که عملکرد صحیحی دارند برای حل بحران از استراتژی هایی چون مذاکره، درخواست مشاوره از افراد باتجربه تر، بازگو کردن،شوخی کردن، مزاح و بذله گویی و ابراز احساسات و عواطف به منظور گذر از چنین مراحلی استفاده می کنند. آن ها اعضای خود را تشویق و ترغیب می کنند. تشویق در برخی از مراحل دوره زندگی، از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از این مراحل سنین مدرسه رفتن کودکان و در طی فرآیند تحصیل است‌. نقش ها و وظایف در خانواده های سالم به نحوی روشن، مقتضی و به گونه ی مناسبی با رضایت طرفین محول شده، یکپارچه و تصویب شده اند.
اما معمولاً در خانواده های ناسالم که والدین و سرپرست خانواده، خود کودکانِ بزرگسالِ خانواده های ناسالم هستند، قوانین تقریباً پنهان و بصورت ناگفته ای به اجرا درمی آیند که بیشتر در خدمت برآورده ساختن نیازهای ارضا نشده والدین است تا فرزندان آنها.
برخی از شایع ترین قوانین فوق عبارت اند از:
احساسات خود را نباید ابراز کنید. بروز احساساتی از قبیل شادی و شعف، آرامش، رنج، نشاط و لذت، حسادت، غرور، ترس، شهامت، عشق و تنفر در این خانواده ها ممنوع است. تنها احساساتی که در خانواده ناسالم اجازه بروز دارند غم و عصبانیت یا پرخاشگری است. مطابق با گفته های ما(والدین یا سرپرست خانواده) رفتار کنید نه مطابق رفتار ما. به عبارتی با این قانون چنین پیامی به اعضای خانواده داده می شود: اگر ما دروغ می گوییم شما نگویید. دروغ خوب نیست!

 

معصومه توانگر روستا
کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور خانواده

برچسب ها :

ناموجود