عدالتِ اجتماعی؛ ضامنِ بقای حکومت اسلامی

امام علی(ع)در شیوه های حکومتداری دموکراتیک خویش تلاش می کردند که مردم، حکومت را از آنِ خود بدانند و مشارکت همه جانبه ای در ادارهٔ آن داشته باشند و از مناسبات سلطه گرانه و سلطه پذیرانه؛ بیرون شوند و در تمام حوزه ها، حضوری واقعی، فعال و مؤثر داشته باشند. ایست ، دروغ کافیست می

کد خبر : 7357
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۰
عدالتِ اجتماعی؛ ضامنِ بقای حکومت اسلامی

امام علی(ع)در شیوه های حکومتداری دموکراتیک خویش تلاش می کردند که مردم، حکومت را از آنِ خود بدانند و مشارکت همه جانبه ای در ادارهٔ آن داشته باشند و از مناسبات سلطه گرانه و سلطه پذیرانه؛ بیرون شوند و در تمام حوزه ها، حضوری واقعی، فعال و مؤثر داشته باشند.

ایست ، دروغ کافیست

می کوشیدند، هرگز در هیبت جباران ، بر مردم اِمارت نکنند و از هر گونه دیکتهٔ دیکتاتوری احتراز کرده و ممتواضعانه به مردم میفرمودند:”با من چنان که با جباران، سخن می گویند، از روی ترس و لکنت زبان، سخن مگویید و چنان که از تند خویان، از روی ترس، دوری می کنند از من دور نشوید و خودتان را پنهان نکنید

و با ظاهر آرایی و ریا با من اختلاط نکنید و شنیدن سخن حق و انتقاد را بر من سنگین نپندارید. نمی خواهم که مرا بزرگ بینگارید و برایِ من تعظیم کنید!”

استاد شهید مطهری نیز بزرگترین نشان دولت مردمسالار را حفظ وحدت کامل بین مردم و دولت بر می شمارد و می گوید: “تأثیر عدالت اجتماعی در بقای هر حکومتی غیر قابل انکار است، زیرا با استناد به حدیث نبوی: “الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم” مملکتی که براساس کفر باشد پایدار می ماند اما با ظلم، پایدار نخواهد ماند!

و سپس می افزاید، مگر ممکن است که جامعه‎ای بدون اینکه بر محور عدالت بچرخد و حقوق مردم در آن محفوظ باشد باقی بماند!؟ پس اگر یک جامعه؛ عادل و متعادل باشد،قابلیت بقا خواهد داشت، ولو کافر باشند!

اما در صورت عدم تساوی فقیر و غنی، سر برج نشین و تا سر برج مساعده بگیر، تداوم خوی طاغوتی کاخ نشینی و کوخ نشین نگهداریِ محرومان( برای گرفتن رأیِ مدام از مردمان مظلوم در هر انتخاباتی) و جدایی جبریِ صف دولت و مردم، حتی با تیتر حکومت اسلامی نیز؛ بقای هماره ای نخواهد داشت!”

زیرا عدالت اجتماعی به معنای کامل کلمه؛ تنها در جوامعی برقرار می ‎شود که مردم و حکومت؛ حقوقِ طرفینی هم را کاملاً رعایت کنند.

لذا، احترام به آرایِ آزادانهٔ مردم و نتایج انتخابات مردمسالارانه از دغدغه های دیرینهٔ رهبر معظم انقلاب است که پیوسته گوشزد فرموده اند:”نسلِ جدیدِ ما فراموش نکند که، ما دورهٔ قبل از انقلاب را با همهٔ وجود لمس کرده ایم، دیکتاتوری؛ در حاشیه بودن و بی اعتنایی به مردم را با همهٔ وجود دیده ایم.

مردم قبل از پیروزی انقلاب، هیچ نقشی در مدیریت کشور و تعیین مدیران نداشتند. رؤسا، سلاطین و پادشاهان می آمدند و می رفتند و مردم تماشاچی بودند! انقلاب اسلامی آمد و مردم را از حاشیه به متن آورد.

از شنیدن نظرات مخالفان آشفته نشوید. بگذاریم دیگران از ما انتقاد کنند. انتقادها را بپذیریم و تحمل کنیم.به میان مردم بروید و با مردم بی واسطه حرف بزنید.”

اما افسوس داستان ولایت پذیری و هدایت پذیری عدهٔ بسیاری از مدیران و مسئولان ما و شعارهای دروغشان، هرگز از نوک زبان و پلهٔ تزویر فراتر نرفته و چهار دهه است که جامهٔ عمل نمی پوشد!

چه اینکه همین خدمتگزاران به اصطلاح مخلص و مردمی!هرگز برای دیدارهای دائمی، داوطلب که نبوده اند هیچ! حتی پشیزی اعتقاد و مجال و ارزش سر زدن ناگزیر هم قائل نشده اند.

تازه مردمی هم که خودِ اینان را برگزیده و از حضیض ذلت به عزیز عزت رسانیده اند هم ، بجز ایام پر شور و عاری از شعور انتخابات و گدایی یک لقمه رأی! هرگز سعادت، فیض و فرصت و رخصت زیارت و درک حضور حضرات خوی کاخ نشینی گرفته را بدست نمی آورند تا انتخابات بعدی!

اکثریت این امتحان پس داده ها و فرصت سوزان قدرت و ثروت طلب،این خائنان به دروغ خویش را خادم ملت خوانده!

جز به شکل نمایشِ مسئولانه و مسئولانِ نمایشی، آن هم با انجام بدیهی ترین امور عمرانی مردم و مناطق محروم، مثل آسفالت خیابان و ساختن فلان خانهٔ بهداشت و ایستگاه آتش نشانی و…. که تازه، با پول خودِ این مردم و لفت و لیس از پروژه هایشان! پدیدار نمی شوند، مگر با کلی آب و تاب و تبلیغ پوپولیستی و پروپاگاندایی که گویی شاخ سوم غول را شکسته اند!

حالا با این خلق و خوی استکباری چه کسی جرأت دارد از همینان انتقاد کند و به اسبِ سلطانی شان، یابو بگوید!؟

چه این که، هماره، عده ای کاسب، دلال و واسطهٔ شرافت بحراج گذاشتهٔ بادمجان دور قاب چین و حاجب و موکل دو آتشه! یا مؤدبانه تو را از ایشان دور خواهند ساخت.

عجیب تر این که همین نقاب زنان که از تأسی به الگوی حکومتی امیرالمؤمنین “ع” می لافند و برای گدایی آرای مردم، آسمان و ریسمان به هم می بافند! همین که خرشان که از پل رأی گرفتن گذشت،بجای پیگیری مطالبات مردم، به صرافت سُفره و سَفر خویشان و حامله کردگان خویش افتاده و پارچهٔ چهل تکهٔ مصالح حزب و منافع طایفهٔ هزار فامیل خود را می بُرند و می قاپند و می چاپند! راستی که
از این حسن تا آن حسن؛ صد گز رسن!

مرتضی دهقان آزاد/ تحلیلگر رسانه