بلدیهٔ کرج؛ مدیری بلدِ کار می خواهد

کلانشهر کرج  سالهاست در حسرت مدیری کلان اندیش و کلان نگر و هم تراز و ترازو با نام ایران کوچک می سوزد و می سازد در انتخاب شهردار، به مردم آدرس غلط ندهیم! از آنجا که بعد از هر انتخابات شورای شهری، معمولاً یکی از اولویت های اصلی و دغدغه های مهم اعضا، موضوع انتخاب

کد خبر : 7361
تاریخ انتشار : یکشنبه ۶ تیر ۱۴۰۰ - ۷:۵۲
بلدیهٔ کرج؛ مدیری بلدِ کار می خواهد

کلانشهر کرج  سالهاست در حسرت مدیری کلان اندیش و کلان نگر و هم تراز و ترازو با نام ایران کوچک می سوزد و می سازد

در انتخاب شهردار، به مردم آدرس غلط ندهیم!

از آنجا که بعد از هر انتخابات شورای شهری، معمولاً یکی از اولویت های اصلی و دغدغه های مهم اعضا، موضوع انتخاب مدیری بلد، توانمند، تئوریسین، طراح و در یک کلام، چند وجهی و ذوالابعاد برای ادارهٔ مهمترین حوزهٔ اجتماعی، یعنی شهرداری است.

اما با این وجود، کلانشهر کرج که سالهاست در حسرت مدیری کلان اندیش و کلان نگر و هم تراز و ترازو با نام ایران کوچک می سوزد و می سازد و یا واضح تر بگوییم، نتیجهٔ بازی را می بازد! هنوز تجربهٔ تلخ انتخاب شهرداران دوران چهارم و منازعات و مناقشات سرشار از تساهل و تسامح و قصور و تقصیرات عجیب و غریب پارلمان پنجم شهری را با آن حجم از فشارهای سیاسی و فرصت سوزی بی حاصل، برای تأمین منافع پدر خوانده ها و اندکی اختاپوس زیاده خواه، از یاد نبرده است.

لذاست که این موضوع کاملاً قابل تمهید و تدبیر با عقلانیت حازم و جازم انقلابی و مسأله ای کاملاً غیر سیاسی، از موضوع به موضع تبدیل شده و از هم اینک، علاوه بر دغدغه مندی اعضای شورای ششم، اذهان بسیاری از اهالی رسانه، صاحب نظران، شهروندان تشنهٔ توسعه و تعالی و دلسوزان حقیقی بلوغ و بالندگی بلدیهٔ بزرگ کرج را فراهم آورده است.

موضوعی که این روزها به سوژهٔ اصلی بعضی نشست های غیر رسمی و مقدماتی اعضای پارلمان ششم و پاره ای از نشست های پیدا و پنهان شِبهِ پدر خوانده های تازه سر از بیضه در آورده! با تعریف منافع و مطامع خاص، مبدل شده و گمانه زنی های بسیاری را موجب گردیده است.

چالشی که بی تردید، شورای ششم را در نخستین آزمون بعد از انتخاب هیئت رئیسه، محکی بسیار جدی خواهد زد تا معلوم شود که آیا این افراد تازه نفس، بلحاظ برنامه محوری و اشتهار به شعار انقلابیگری و پرهیز از هر گونه لابیگری، خواهند توانست در رویکردی متفاوت، ضمن حفظ استقلال و هوشمندی و احتراز از توصیه پذیری و تاب آوری در برابر فشارهای بیرونی، با کاربست مطالعات متقن و بررسی گزینه های برتر موجود، آن هم فارغ از گرایشات سیاسی، صرفاً با تکیه به توان درون ریز استانی و عمل به شعار؛”آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد”؛

از آن رو سفید بیرون بیایند یا کماکان همچون متقدمانِ بالسویه نگر و باری به هر جهت، در دور تسلسلی باطل و همیشگی، راه به بیراهه خواهند برد و با اکتفا به همین حداقلی های هماره و انتخاب راه های سهل و میان بُر، باز هم، بستر بلدیه را برای افراد کوتاه قد و کم قواره فراهم خواهند ساخت تا کلانشهر کرج را با موج های سهمگین معضلات مبتلابه و انباشتگی حجم عظیم مطالبات مغفول ماندهٔ شهروندان، به باتلاق بیشتر فرو ببرند!؟

این همه در حالی است که بهره گیری از نظریات آگاهان حوزهٔ مدیریت شهری و برآیند مطالعات متخصصان شناسنامه دار و علاقمند به آتیهٔ شهر، نشان می دهد، شهرداری کلانشهری با ویژگی های خاص و متفاوت کرج، مدیری می خواهد که علاوه بر داشتن دانش و تحصیلات مرتبط با دست کم، یک یا چند مورد از تکالیف و وظایف اصلی شهرداری، در کارنامهٔ عملگرایی اش، سوابق و تجربیات کافی در حوزهٔ مدیریت شهری، بوضوح ، موجود و مورد مداقه قرار گرفته باشد.

همچنین با توجه به تعاریف و الزامات و آیتم های ناگزیر مدیریت سلامت و سرآمد مدرن، شهردار بلدیهٔ بزرگی چون کرج می بایست، علاوه بر حائزیت شاخص های مذکور، در تسلط کامل به زبان لاتین، دیانت، هوشمندی، تدبیر، درایت، جسارت، دیسیپلین یا همان جنم و کاریزمای مدیریتی، یک سر و گردن از همترازان خود بالاتر باشد. با این همه، نباید فراموش کرد که در مبحث انتخاب شهردار، تحصیلات؛ ضریب یک و تجربیات در حوزهٔ مدیریت شهری؛ ضریب دو را خواهد داشت و علی النهایه، مجموع سایر شاخصه ها نیز به اندازهٔ شاخص تجربیات، از مرتبهٔ اهمیت برخوردار خواهد بود.

اما، بدیهی است که اصیل ترین پارامتری که در کنار شاخص های قابل اعتنای دیگر، اهمیتی مضاعف و دو چندان دارد، موضوع بومی بودن مدیر بلدکار بلدیه ای چون کرج است که بعضی ها تلاش می کنند در تحقق این خواسته، عامدانه به مردم آدرس غلط بدهند، چه انتخاب شهرداری بومی، با درجات عمیق و دقیق شناخت، ریشه داری، دلبستگی، وابستگی و تعلق خاطر و هویت مندی، می تواند شهر را آنچنان که بایسته و شایسته است، به سمت توسعهٔ پایدار و تحقق آرمان شهری و شهر آرمانی سوق دهد و پذیرش این حقیقت، اصلی انکار ناپذیر است.

چرا که گزینهٔ بومی از آن منظر ارجح بلا مرجح است که در صورت ناگزیر بودن و انتخاب نه چندان مطلوب گزینه ای غیر بومی، بایستی مدیر مورد نظر، حتماً و حتماً سابقهٔ یک دوره مدیریت مؤفق را در شهرداری یکی از کلانشهرها و یا لااقل یکی از مراکز استان های پر جمعیت، پشت سر گذاشته و به اثبات رسانیده باشد.

با این تفاصیل، چالش انتخاب شهردار کرج در یکی دو ماه آینده، بشرط اجماع و کاربست عقلانیت انقلابی و عزم جزم اهالی شورای ششم، کار چندان صعبی نخواهد بود، چرا که در البرز، طبق بررسی های میدانی و مستند و مشاورت با کارشناسان امر و اساتید صاحب نام دانشگاهی، بجز دو سه گزینهٔ محتمل و شناخته شده و امتحان پس داده ای که نامشان مجموعهٔ صاحب نظران غیر وابسته، رسانه های راستین و مجموعهٔ مدیریت شهری را با تکانه های تأیید شدهٔ ملموس و مشهود، به شوق و شعف و نشاط وا می دارد و امید به تحول و تغییر و توسعهٔ متقارن را در نهادشان زنده می سازد، افراد دیگری دارای این خصوصیات نیستند.

بهر تقدیر، در فرصت باقی مانده باید منتظر ماند و اولین حرکت هوشمندانهٔ شطرنج شورای ششم را برای برون رفت از بن بست موجود در سریع ترین و در عین حال کم هزینه ترین زمان ممکن از ششدر مشکلات و معضلات انباشته، توسط مدیری بلدکار و بالا بلند، به نظاره نشست.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.

✍️ مرتضی دهقان آزاد/ تحلیلگر رسانه